ميرزا حسين النوري الطبرسي
225
النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى )
نيست ، اگر متوقّف شود بر آن حفظ جان چنين خليفه و خلافت و چنين آسودگى و امنيت و چنين تمكّن از مذهب و ملّت ، تا كنون در ميان مسلمين نشده و از عهد آن كسى خبر نداده و نتواند دادن ، جز عهدى كه همهء مسلمين خبر دادند كه نبى اكرم وعده داده كه خواهد آمد كه عهد ذلّت و خوارى ظالمين و منافقين و ملحدين است و روز عزّت و رفعت و عبادت و بندگى مؤمنين و آن ، روز ظهور حضرت مهدى است عليه السّلام كه تمام مراتب دين چيزى نباشد كه نداند يا داند و نفرمايد يا بفرمايد كسى از عهده بر نيايد . چنان چه از اخبار فريقين معلوم و مبيّن است و اين كه بعضى از مخالفان گفتند كه مورد آيهء شريفهء ، عهد خلفاى اربعه است و كلام واسطى كه مخصوص به عهد ثلاثه است ، شبيه به سفسطه و انكار بديهى است . چنان چه در كتب امامت مشروح شده و بر هر چيز به احوال سلف مخفى نيست كه چنين روزى بر مسلمين نگذشته كه داراى شروط ثلاثه باشد ، چه رسد به ماه و سال و از اين جهت در جملهء اخبار اماميّه رسيده كه نزول آيه در شأن قائم عليه السّلام است . شيخ طبرسى در مجمع البيان « 1 » فرموده كه مروى از اهل بيت عليهم السّلام اين است كه آيه ، در حقّ مهدى عليه السّلام است و روايت كرده عياشى كه حضرت سجاد عليه السّلام اين آيه را تلاوت كرد ، آنگاه فرمود : « ايشان و اللّه شيعيان ما اهل بيتاند . اين كار ، يعنى اين سه احسان بزرگ ، به ايشان كرده مىشود بر دست مردى از ما و او مهدى اين امّت . » در كمال الدين صدوق « 2 » مروى است از جناب صادق عليه السّلام كه فرمود بعد از ذكر نوح عليه السّلام و انتظار مؤمنين فرج را : « تا آن كه عطا فرمود خداوند به ايشان استخلاف و تمكين را كه همچنين است قائم عليه السّلام ؛ زيرا كه ممتد مىشود ايّام غيبت او تا آن كه خالص شود حقّ و از ايمان ، كدورت مرتفع شود ، به مرتد شدن هر كس از شيعه كه طينت او خبيث باشد و بيم نفاق در او برود ، چون ببيند استخلاف و تمكين را و امرى كه منتشر مىشود در عهد قائم عليه السّلام . »
--> ( 1 ) . تفسير مجمع البيان ، ج 7 ، ص 267 . ( 2 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 356 .